***
دوجین کار سرم ریخته، اول باید خورشید را باید به آسمان سوزن کنم
و بعد منت ماه را بکشم تا به شب برگردد، سپس
باد ها را هل بدهم تا دوباره وزیدن بگیرند وَ آنقدر با گل ها حرف بزنم ، تا به یاد
بیاورند , روزی زیبا بوده اند...
بعد از تو این دنیِا, یک دنیـــــــــا کار
دارد, تا دوباره, دنیا شود .
...........................................................................
وقتی اینو برات نوشتم، خیلی راحت جوابمو دادی که " میذاشتی پست آخرمو بذارم بعد اینو مینوشتی......"
بی انصاف!!! .............
اصلا به من فکر کردی؟
اصلا به قلب بیقرار من فکر کردی؟
اصلا حواست به دلبستگی من بود؟
نه..... اصلا به هیچکدوم از اینا فکر کرده بودی؟
چی میتونه قلبمو آروم کنه...؟
چی میتونه گریه های وقت و بی وقت رو ازم بگیره...؟
چی میتونه ...شده یه لحظه... آرومم کنه...؟
آآآآآآآآآآآآآآآآخ.... خدایا شکرت.....نمیدونم چرا باید شکر کنم.... اما شکرت خدا....
می سپرمش به دست پرقدرت و مهربونت..... خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
.............................................................
Mastane 92/9/29
اینجا برای از تو نوشتن ، هوا کم است