پیک آشنا....
گاهی پیش میاد آدم یه دنیا حرف تو دلشه... اما سکوت میکنه و هیچی نمیگه....
میره تو خودش...
یهو با خودش حرف میزنه....
اینجور وقتا... تنها کسی میتونه حرف آدم ــُـ بفهمه که بتونه دل ادم ـُــ حس کنه...
تنها کسی میفهمه حرف دل ــُـ که خودش اهل دل باشه.... و از همه مهتر این که.... اهل " دلِ تو " باشه...
فقط اونه که اشاره هات ــُـ تو یه جمع میخونه....
فقط اونه که ته ـِــ چشمات ـُــ میخونه... اون قطره ی پنهان از نظر رو میبینه....
دیگه لازم نیست براش توضیح بدی که نبودنش... دور بودنش... ندیدنش.... به آتیشِت میکشه...
اینو با افتخار تقدیم میکنم به مهربونترین قلب دنیا که قلب نازنینش دریای محبت ـِـ .....
نازنین من !!! تو جون هم میخواستی دریغ نداشتم....
یه حسی داره اون دستات که هنوزم میشه حسش کرد
با اینکه دورم از دستات دلتنگی رو میشه تحملش کرد
همیشه تو رو کم داشتیم همیشه مثل شمع سوختیم
نمیخوام باشه این دنیا , بذار من با تو تنها شم
کسی چه میفهمه حال دلی که بارونه
وگرنه خیلی چیزا ازاین مردم طلبکارم
حتی اگه بدباشی من این عشق بدو انتخاب کردم
بیا چشمامو بردار , بیا جای نگاهم باش











( دوستان تفکیک جنسیتی رو فراموش نکنین که دو روز دیگه بلاگفا بخاطر این حرفای خاک بر سری باز منو بلوکه میکنه... بازم میگم ای بری که برنگردی....)
( تاکید موکد بر رفتن و برنگشتن...)

اینجا برای از تو نوشتن ، هوا کم است