پیک آشنا....

گاهی پیش میاد آدم یه دنیا حرف تو دلشه... اما سکوت میکنه و هیچی نمیگه....

میره تو خودش...

یهو با خودش حرف میزنه....

اینجور وقتا... تنها کسی میتونه حرف آدم ــُـ بفهمه که بتونه دل ادم ـُــ حس کنه...

تنها کسی میفهمه حرف دل ــُـ که خودش اهل دل باشه.... و از همه مهتر این که.... اهل " دلِ تو " باشه...

فقط اونه که اشاره هات ــُـ تو یه جمع میخونه....

فقط اونه که ته ـِــ چشمات ـُــ میخونه... اون قطره ی پنهان از نظر رو میبینه....

دیگه لازم نیست براش توضیح بدی که نبودنش... دور بودنش... ندیدنش.... به آتیشِت میکشه...

اینو با افتخار تقدیم میکنم به مهربونترین قلب دنیا که قلب نازنینش دریای محبت ـِـ .....

نازنین من !!! تو جون هم میخواستی دریغ نداشتم....


یه حسی داره اون دستات که هنوزم میشه حسش کرد

با اینکه دورم از دستات دلتنگی رو میشه تحملش کرد


من و بارون و تنهایی یه عمره چشم ب در دوختیم

همیشه تو رو کم داشتیم همیشه مثل شمع سوختیم


بزار باورکنن خسته م بذار بت پرست باشم 

نمیخوام باشه این دنیا , بذار من با تو تنها شم


از اینجا تموم شهر برام مثل یه زندونه

کسی چه میفهمه حال دلی که بارونه


هرشب دارم باخیالت نفسهامو میشمارم

وگرنه خیلی چیزا ازاین مردم طلبکارم


بذار ب من بگن خودخواه بگن باز اشتباه کردی

حتی اگه بدباشی من این عشق بدو انتخاب کردم


جواب حرفاشون با من , توتنها سرپناهم باش

بیا چشمامو بردار , بیا جای نگاهم باش

سلام

الان دقیقا ساعت 1:42 دقیقه اس... و من طبیعتا باید مث یه دختر خوب خوابیده باشم...


بالاخره این بلاگفای عزیز... که میخوام سر به تنش نباشه.... افتخار داد و مارو به حضور پذیرفت... ای بری که برنگردی....


چند روز بود که به هیچ وجه من الوجوه... ینی میگم من الوجوه شما تا تهش برو.... راه نمیداد لامصب!!!Computer


دیگه به کمک اهالی محل و تاییدیه انجمن و غیره و ذالک نزول اجلال فرمودیم در بارگاه غیر ملکوتی بلاگفا.... ای بری که برنگردی.....


اما خداییش... هلاک بودما... اصلا هم قصد انجام هیچ کاری نداشتم ، فقط میخواستم ببینم تونستم روی بلاگفا رو کم کنم یا نه که.... بعله.... روشو کم کردم اساسی...Tornado.بازم میگم ای بری که برنگردی.....


به خداوندی خدا.... اشکم در اومد... از اینهمه ابراز محبت دوستان....


کی گفته اینجا دنیای مجازی؟ اینجا از هر واقعیتی واقعی تره به مولا....


کامنتای سرشار از مهر و محبت دوستان قلبمو سرشار از عشق کرد.... خدایی چاکرخواتونم....


بعضی دوستان نگران شدن... بعضی از دوستان هم..... هعی... 


دوست عزیز که اومدی گفتی ازم متنفری.... بخدا در حقم لطف بزرگی کردی که صادقانه تنفرت رو اعلام کردی.... سپاس برای همه ی خوبیهای نکرده ات و خوبیهایی که در حقت شد.... ملتفتی که....http://www.en.kolobok.us/smiles/standart/dirol.gif


عاااااااااااااااااااااااااااااااااشق همتونم از دم و در بست.....( دوستان تفکیک جنسیتی رو فراموش نکنین که دو روز دیگه بلاگفا بخاطر این حرفای خاک بر سری باز منو بلوکه میکنه... بازم میگم ای بری که برنگردی....)


اوف چخد حرف زدم.... حالا خوبه نصفه شبه و نطقم اینجور باز شده... اول صبح بود چه ها میکردم با این بلاگفا.....تاکید بر این که بری و برنگردی به قوت خودش باقیه....


خب بسه دیگه.... میریم برا مرحله ی بعدی و به قول نازنینم... امید است که رستگار شویم در آینده ای نزدیک و البته بی واسطه....( تاکید موکد بر رفتن و برنگشتن...)


پ.ن: " ای بری و برنگردی" فقط و فقط مختص بلاگفا می باشد و ارزش قانونی دیگری ندارد...