جک: من همه اون چیزی رو که لازم دارم الان همراه خودم دارم. هوایی که برای تنفس لازم دارم در شش‌ها و تعدادی ورق برای نقاشی.

دوست دارم وقتی صبح از خواب بلند میشم ندونم چه اتفاقی برام میوفته. مهم نیست چه کسی رو ملاقات می‌کنم، مهم نیست شب رو کجا میگذرونم. پریشب رو زیر یه پل خوابیدم و حالا در یکی از بزرگ‌ترین مصنوعات عالم به سر می‌برم و با شما آدمای ثروتمند و باحال دارم شامپاین می‌زنم.

زندگی هدیه ای است که نباید حروم بشه. شما نمیدونید برگ بعدی زندگی چیه. باید یاد بگیرید زندگی وقتی میاد بگیریدیش، باید روی تک تک روزها حساب کنید.

Titanic | 1997 |James Cameron
 

 

 

 

(رضا کیانیان): حرف حق می‌زنی عزیزم، ولی باید یاد بگیری هر حقیقتی رو تو صورت طرف مقابل تُف نکنی؛ روح و روان آدما از هر حقیقتی عزیزتره...

 

چتری برای دو نفر | 1379 | احمد امینی

 

 

 

کارلیتو (آل پاچینو): گاهی اوقات لطف، سریع تر از یک گلوله آدم را میکشه!

 

Carlito ‘s Way | 1993

 

 

 

سیاوش (مصطفی زمانی): وقتی یکی رو دوست داری یه بار بهش فرصت میدی، برای بار دومم همین کارو می‌کنی.

 

چون دل کندن سخته ...

قصهٔ پریا | 1389 | فریدون جیرانی

 

 

 

راسل کرو (ماکسیموس): زمانی مردی رو می‌شناختم که می‌گفت: " مرگ به روی همه ما لبخند می زنه، ولی فقط یه مرد واقعی می تونه جوابش رو با لبخند بده. "

Gladiator | 2000 |Ridley Scott

 

 

 

بیمار سرطانی: یه نخ سیگار میدی؟

 

دنزل: مگه تو سرطان نداری؟

 

بیمار سرطانی: چی میشه مگه...سرطانم سرطان میگیره؟؟؟

 

Flight|2012| Robert Zemeckis

 

 

 

 

شهاب: آخه این فسقلی فنچ چی داره که تو اسیرش شدی؟

 

کوروش: یه چیزی داره که تو نمی‌فهمی

 

شهاب: لابد تو می‌فهمی..

 

کوروش: آره چون خیلی وقته ندیدم ...نجابت!

 

شهاب: بیخیال بابا نجابت و این حرفا کشکه، بگو از اینایی که دیر رکاب میده!

 

چهل دفعه باید ببری کافی شاپ، کتاب شعر بدی، سمینار ادبیات، فلسفه بذاری که تازه بعدش چی...

 

خب این بعدش رو بیار قبلش! نمیشه؟!

 

 

 

برف روی شیروانی داغ | 1389 | محمد هادی کریمی

 

 

 

 

تو در مورد دلتنگی واقعی چیزی نمی دونی، چون این تنها زمانی اتفاق می افته که کسی رو بیشتر از خودت دوست داشته باشی.

 

ویل هانتینگ نابغه | Good Will Hunting | 1997

 

 

 

 

شکارچی پیر: دیگه ازین خرسای سیاه لعنتی زیاد این اطراف نمونده. واسه همین وقتی یکی‌شون میاد تو تیررست، باید مطمئن باشی که می‌زنیش!

 

گوست‌داگ: پس واسه این بهشون شلیک می‌کنین؟ چون خیلی ازشون باقی نمونده؟

 

شکارچی جوان: داداش این اطراف آدمای رنگین‌پوست زیادی دیگه نیستن. شاید بهتره سوار ماشین گرونت بشی و بری پی کارت.

 

گوست‌داگ برمی‌گردد که سوارماشینش بشود. ولی اسلحه کمری‌اش را در می‌آورد و شکارچی جوان را هدف قرار می‌دهد. شکارچی پیر می‌خواهد اسلحه دیگری را از ماشین بردارد که گوست داگ به پایش شلیک می‌کند!

 

شکارچی پیر: لعنتی، چرا زانومو زدی؟

 

گوست‌داگ: می‌دونی. در فرهنگ‌های باستان خرس‌ها و انسان‌ها یکسان شمرده می‌شدند.

 

شکارچی: دیگه فرهنگ باستانی وجود نداره آقا.

 

گوست‌داگ: بعضی وقتا وجود داره.

 

 | 1999|Ghost Dogجیم جارموش

 

 

 

تد: اینقدر سخت ورزش کردم که کت و کول برام نمونده. نمی‌تونم دستمو تکون بدم.

 

لیلی: حس می‌کنم از وقتی باشگاه میریم انرژی بیشتری دارم. روزمو با حس خوب آغاز می‌کنم.

 

رابین: آره اولش سخت بود ولی الان آگه یه روز، ورزش نکنم اعصابم بهم می‌ریزه. اصلاً وابسته شدم بهش.

 

تد: بچه‌ها به خودمون افتخار می‌کنم. اولین هفته سخت‌ترین هفته‌است و ما تونستیم از مانع اصلی بگذریم. به نظرم رفتن به باشگاه درست‌ترین تصمیمی بوده که در زندگی‌ام گرفتم.

 

راوی: و ما دیگه هیچ‌وقت به اون باشگاه برنگشتیم!

 

 

How I Met Your Mother | 2005-2014

 

 

 

 

ایتن ترمبلی: فکر می‌کنی دریل بهت نامردی کرده؟

پیتر هایمن: نه.

ایتن ترمبلی: ولی به‌نظرم کرده، وگرنه چرا باید این ماشین گرون‌قیمت‌رو بهت قرض بده؟ چرا باید این‌همه پول بهت بده؟ حتماً واسه آینه که …

پیتر هایمن: واسه آینه که اون دوست منه!

ایتن ترمبلی: تا حالا رفتی باغ‌وحش سن‌دیه‌گو؟

پیتر هایمن: یه سؤال ازت دارم. چطور این سؤالات پشت سر هم به ذهنت خطور می‌کنه؟

ایتن ترمبلی: داشتم به تو و دریل فکر می‌کردم، و این‌که دریل بهت نامردی کرده... بعد فکر کردم که بچه دریل ممکنه چه شکلی باشه؟ شاید شبیه یه بچه‌گورخر باشه. و بعدش یادم آمد که من اصلاً تو عمرم یه گورخر هم ندیدم و بعدش فکر کردم که باید سر راه کالیفرنیا به باغ‌وحش سن‌دیه‌گو بریم.

پیتر هایمن: صحیح! نه، من هیچ‌وقت به باغ‌وحش نرفتم، لطفاً سؤال بعد.

 

Due Date | 2010|Todd Phillips

 

 

 

یه جا هست که باید وایستی.

 

یه جا هم هست که باید درری

 

اما خدا نکنه جای این دوتا باهم عوض شه، که دیگه تا آخر عمر بدهکار خودتی.

 

دندان مار | 1368 | مسعود کیمیایی

 

 

 

کلاه قرمزی: آقای مرجی، آقای مرجی.

 

مجری: بله بله.

 

کلاه قرمزی: یه چیزی فهمیدم... می‌دونین خوفیه عید چیه؟

 

مجری: چیه؟

 

کلاه قرمزی: وقتی عید نیست، مهمونا میان و میرن، بزرگ‌ترا دعوا می‌کنن مگه من بهت نگفتم جلوی مهمون این کارو بکن، اون کارو نکن، ولی عید خوبیش چیه؟

 

مجری: خوبیش آینه که جلوی مهمون این کارو نمی‌کنن!؟

 

کلاه قرمزی: نــــــــــــه! خوبیش آینه که بعد از رفتن مهمونا که می‌خوان دعوامون کنن، اون یکی مهمونا میان! برای همین دیگه نمی‌تونن جلوی مهمون جدیدتره، بگن چرا جلوی مهمونای قبلی فلان کارو کردی!

 

کلاه قرمزی | ایرج طهماسب

 

 

 

 

بن (ویل اسمیت): در هفت روز خدا دنیا را آفرید..

 

و در هفت ثانیه من مال خودمو نابود کردم ...

 

Seven Pounds | 2008

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

از باباکرم چه میدانید؟

 باباکرم شخصی بوده ازلاتهای قدیم به اسم رسمی کرم کریمی. قصاب محل بوده وهمه از او حساب میبردند. وقتی از کوچه پس کوچه های محله گذر میکرد، بچه های فقیر ویتیم وبیچاره ای در طول مسیرش بودند که هر روزه به آنها کمک میکرد و با یک آب نبات آنها را خوشحال میکرد. طوری شده بود که این بچه ها او را بابا کرم صدا میکردند وهر وقت از دور میآمد بچه ها با شادی دست میزدند و صدا میزدند باباکرم. باباکرم... و آقا کرم قصاب هم برای خوشحال کردن بچه های فقیر یک سر و گردن و نیز با حرکات دست و مدل بابا کرم امروزی از کنار آنها میگذشت. بعدها درکاباره ها با اضافه کردن حرکات دیگر رقص بابا کرمی را تکمیل کردند و تا هم اینک ماندگار و از رقصهای بنام ایرانی باقی ماند.


 اصطلاح خالی بندی

درزمان رضا شاه به دلیل کمبود اسلحه، بعضی از پاسبان هائی که گشت میدادند فقط غلاف خالی اسلحه، یعنی همان جلدی که اسلحه در آن قرار میگیرد را روی کمرشان می بستند و در واقع اسلحه ای در کار نبود. دزدها و شبگردها وقتی متوجه این قضیه شدند برای اینکه همدیگر را مطلع کنند به هم میگفتند که طرف "خالی بسته" و منظورشان این بود که فلان پاسبان اسلحه ندارد و غلاف خالی اسلحه را دور کمرش بسته به این معنی که در واقع برای ترساندن ما بلوف میزند که اسلحه دارد و روی همین اصل بود که اصطلاح "خالی بندی" رواج پیدا کرد.


اصطلاح سر و گوش آب دادن

این عبارت اصطلاحی است که در میان طبقات از وضیع و شریف رایج و معمول است و هر گاه که پای تجسس و تحصیل ‏اطلاع از امری پیش آید آن را به کار می برند.‏
در قرون و اعصار قدیمه که سلاح گرم هنوز به میدان نیامده با سلاحهای سرد از قبیل شمشیر و کمان و گرز و نیزه و جز ‏اینها مبارزه می کردند و مدافعان اگر خود را ضعیفتر از مهاجمان می دیدند در دژها و قلاع مستحکم جای می گرفتند و در ‏مقابل دشمن مهاجم پایداری می کردند.‏
با این توصیف اجمالی که از کیفیت و چگونگی ساختمان قلعه به عمل آمد ساکنان و مدافعانشان سربازان مهاجم را کاملا ‏می دیدند و از کم و کیف اعمال آنها آگاه بودند زیرا در بلندی و مشرف بر مهاجمان قرار داشته اند در حالی که سربازان مهاجم ‏جز دیوارهای بلند چیزی را نمی دیدند و از حرکات و سکنات محصورین به کلی بی خبر بوده اند.‏
گاهی که کار بر مهاجمان سخت و دشوار می شد و هیچ گونه راه علاجی برای تسخیر قلعه متصور نبود فرمانده قوای ‏مهاجم یک یا چند نفر از افراد چابک و تیزهوش را از درون چاه تاریک قنات به داخل قلعه می فرستاد و به آنان دستورات ‏کافی می داد که در مظهر قنات در درون قلعه سر و گوش آب بدهند یعنی سرو گوششان را چند دقیقه در درون آب ‏قنات فرو برند و بدین وسیله خود را از معرض دید محصورین محفوظ دارند تا هوا کاملا تاریک شود و آن گاه داخل قلعه شده ‏به جاسوسی و تجسس در اوضاع و احوال قلعه راجع به تعداد مدافعان و میزان اسلحه و نقاط ضعف و نفوذ آن بپردازند.‏


 تاریخچه قمپوز در کردن

قمپوز در اصل (قپوز) نام توپی است که عثمانی ها در سلسله جنگ هائی که با ایران داشته اند مورد استفاده قرار میدادند.این توپ اثر تخریبی نداشت چرا که در آن از گلوله استفاده نمیشد و فقط از باروت و پارچه های کهنه که با فشار درون لوله توپ جای میدادند تشکیل شده بود. هدف از استفاده آن ایجاد رعب و وحشت در بین سپاهیان و ستوران بوده است. در جنگ های اولیه بین ایران و عثمانی این توپ نقش اساسی در تضعیف روحیۀ سربازان ایرانی داشت ولی بعدها که دست آنها رو شد دیگر فاقد اثر اولیه بود و هر گاه صدای دلخراش این توپ به صدا در میآمد سپاهیان می گفتند: "نترسید ، قمپز در کردند". 


خواب زن چپه یعنی چی؟

 "خواب زن چپه" عبارتی که به توهین و تمسخر در مورد زنان بکار میرود و اسباب تحقیر بانوان است. اما بدانیم این عبارت تحریفی است از واقعیتِ "خواب ظن چپه". "ظن" یعنی توهم، گمان بردن و شک کردن و "خواب ظن" هم خوابی است که برمبنای توهم و شک و گمان شکل گرفته. در واقع وقتی چیزی ذهن مارا بخود مشغول کرده باشد، وقتی در طول روز با موضوعی زیاد سر و کار داشته باشیم، وقتی موضوع حل نشده ای داشته باشیم یا مواردی شبیه به این، همۀ اینها در ناخودآگاه ما بخشی را به خود اختصاص میدهد که در خواب و رویاهای ما خود رو نشان میدهد و به این خواب ها " خواب ظن" میگویند که معمولا بی اعتباراست و قابل اعتماد نیست. هرچند شاید خیلیها این را بدانند اما هستن افرادی که هنوز بعد از این که زنی خوابی را تعریف میکند از جملۀ خواب زن چپه استفاده میکنند. واقعیت این است که مردم عامی بدون آگاهی از نگارش ظن (به اشتباه زن) و جهل از معنی و واقعیت آن، این جمله را تکرار میکنند.


رشتی ها....

زمان قاجار که زن هاحق رفتن به مدرسه را نداشتند. اولین مردمانی که به دختر هایشان اجازه درس خواندن دادند رشتی ها بودند. وقتی این خبر به انگلیسیها رسید آنها سعی کردندجهت جلوگیری از رشد سواد این تصور را رواج دهند که : "رشتی ها چقدر بیغیرت هستند که دخترانشان را به مدرسه میفرستند!!" و این شعار نامناسب تا الان هنوزبه جا مانده! 


 ترک ها....

بعد از به توپ بستن مجلس توسط محمد علی شاه تبریزیها شورش و بر علیه استبداد و شاه مستکبر قیام کردند.شهر توسط شاه و استعمار انگلیس محاصره شد. ۶ ماه تمام شهر در محاصره بود. قحطی و کمبود غذا بیداد کرد. اما مردم غیور تبریز تسلیم نشدند .پیغام مردم شهر به محاصره کنندگان این بود. غذا تمام شده عیب ندارد یونجه میخوریم. یونجه هم تمام شود برگ درخت میخوریم ولی تسلیم نمیشویم. همه جا پیچید که ترکها خر شدند افسوس که ما هم دامن زدیم..... 


این هم یک چیزجالب

در دوران هخامنشیان سال کبیسه وجود نداشت. همیشه اسفند ماه 29 روز بوده، در تقویم آن زمان هر چهار سال یک روز ذخیره میشد و طی 120سال یک ماه ذخیره داشتند که آن سال را بجای 12ماه،13 ماه اعلام میکردند. در ماه سیزدهم هیچکس کار نمیکرد همه با خرج حکومت جشن میگرفتند بنابراین مردم در حق هم دعا میکردند که 120سال عمر کنند تا حداقل یک جشن یک ماهه را ببینند.!!! ( فلسفۀ انشاءلله 120 ساله شوى).

ﺭﻓﺘﻢ ﺍﺯ ﺑﺎﻧﮏ ﻭﺍﻡ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺭﺍ ﮐﻪ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ
ﺩﯾﺪﻡ ﺍﺯ ﺷﺮﺍﯾﻄﺶ ﻓﻘﻂ ﮐﺎﺭﺕ ﻣﻠﯽ ﻭ ﮐﭙﯿﺶ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻡ

ﺭﻓﺘﻢ ﯾﻪ ﮐﺎﺭ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻢ
اﺯ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ هم ﻓﻘﻂ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻧﺶ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻡ

ﺍﺯﺷﺮﺍﯾﻂ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻫﻢ
ﻓﻘﻂ شناسنامه دارم.

هیچی دیگه
الان دارم عموپورنگ نگاه میکنم

کی از همه خوشبخت تره
من من من من


دقت کردین این دخترایی که تو خیابون با نامزدشون هستن

با چه افتخار و غروری به دخترای تنها نگاه میکنن

انگار نهنگ شکار کردن


  زندگی خیلی قشنگه
.
.
.
.
البته بستگی داره چقد خودتو به خریت بزنی
هر چی خرتر قشنگتر .

 

تو خیابون با تلفن حرف میـزدم

یه آقایی گوشاشو تیز کرده بود و کنارم میومد

با تلفن گفتم من اونو زنده میخوام

صبر کن یکی حرفامونو شنید

تک تیر انداز، مرد قرمز پوشو بزن!

یارو از ترس مث پلنگ زیگ زاگ می دویید تیر بهش نخوره


ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻣﯿﻼﻣﻮﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻫﻨﺪ ﺗﻮ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ ﺍﺯ
ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻫﻨﺪ ﺭﻓﺘﻨﺶ ﺩﺍﺷﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﺎ ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﺗﻮ ﻫﻨﺪ
ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯿﺬﺍﺷﺘﻦ، ﺑﻌﻀﯿﺎﺷﻮﻥ ﺍﻧﮕﺎﺭ
ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻣﺎ ﺭﻭ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﺘﯿﺪﻥ
ﯾﻬﻮ ﻻﻣﺼـــﺐ ﻭﺳﻂ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﮔﻔﺘﻨﺶ ﭘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮔﻢ ﮔﻔﺖ :
ﺁﺭﻩ ﻫﻨﺪﯾﺎ ﺍﮐﺜﺮﯾﺘﺸﻮﻥ ﮔﺎﻭ ﭘﺮﺳﺘﻦ


تو سایت دیوار ، آگهی زدم:
پورشه پانامرا ۲۰۱۴ فروشی
از دیروز تاحالا ۹ تا دختر بهم زنگ زدن مخ هر ۹تاشونو زدم :
عصر منتظرم بابام نیسانو از تعمیرگاه اوس یدالله بیاره برم سره قرار


 یارو میخواسته تو مراسم ختم به صاحب عزا کمک کنه مُرده رو بشورن دم در وامیسته

صاحب عزا میگه: شما میترسین زحمت نکشین

یارو میگه من ازش میترسم؟؟ الان میزنم لت و پارش میکنم دیوثو


تیم های لیگ برتر افغانستان:

خشخاش گستر کابل،
تریاک سازی قندهار،
مناطق حشیش خیز جنوب،
اتلتیکو وزیرستان جنوبی،
اف سی طالبان،
فجرشهید بن لادن هرات،
الاتحاد قاچاقچیان جلال اباد،
هروئین مبارکه کابل
صنعت ناس هرات


شرایط ازدواج با من!؟

ای شیطون مگه میخوایی با من ازدواج کنی! چ خوش سلیقهام هست بیشرف بیا پیوی ببینم


  زن نباس داداش داشته باشه

خوبیت نداره آدم زنش عمه شه 


همسرم بهم گفت یا گروه یا من
همسر خوبی بود بعضی وقتا دلم براش تنگ میشه ...


اگه یه دختر از کمر به بالا عکس گذاشت رو.پروفایلش بدون قدش کوتاس

اگه.از گردن به بالا گذاشت بدون چاقه

اگه فقط از چشش عکس گذاشت بدو، فقط بدو!!

 

 

داشتم نماز میخوندم, مدام تصویر چهرهی عمهام میومد جلوی چشام!!!

خیلی ریز فهمیدم خدا داره غیرمستقیم اشاره میکنه این نمازت به درد عمت میخوره!!!!


ﻣﻌﯿﻦ ﻣﯿﮕﻪ :
ﺳﻔﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺍﺯ ﯾﺎﺩﻡ ﺑﺮﯼ؛ ﺩﯾﺪﻡ ﻧﻤﯿﺸﻪ ...

ﻣﻌﯿﻦ ﮐﺎﻣﻼً ﺩﺭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﻪ !!
ﺷﻤﺎ ﯾﻪ ﺳﻔﺮ ﺑﺮﻭ ﺳﺎﺣﻞ ﺁﻧﺘﺎﻟﯿﺎ؛
ﭼﻨﺎﻥ ﻣﻮﺭﺩﻫﺎﯾﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﺕ ﻣﯿﺮﻩ ﺍﺻﻼً ﻋﺸﻘﯽ ﻫﻢ
ﺩﺍﺷﺘﯽ !!!!!
ﺣﺘّﯽ ﺍﺭﻣﻨﺴﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯿﺪﻩ!!
ﺍﺣﺘﻤﺎﻻً ﻣﻌﻴﻦ نرفته...

 

اهی اوقات انسان از بعضی از دوستان خود دلخور و ناراحت است و هیچ کاری را نمی تواند انجام بدهد که طرف مقابلش بفهمد .تنها راهی که به نظرشان می اید فرستادن یک پیامک تیکه دار خفن است که حساب کار دستش بیاید.


همیشه به من میگن مثل بچه ی آدم رفتار کن... هنوز تصمیم نگرفتم مثل هابیل باشم یا قابیل!؟


گریه" تر" میکنه
باید مهربان "تر" میشدی
گناه نامهربانیت به گردن گریه نینداز


به اندازه ی تمام سه نقطه های دنیا با تو حرف داشتم
اما
نقطه.


نشسته ام...
_ کجا؟
کنار همان چاهی که تو برایم کندی.
عمق نامردی ات را اندازه می گیرم


این بار تو بگو
دوستت دارم
آسمان را گفتهام به زمین نیاید


چه فرق می کند وسوسه سیب یا حوا برای کسی که آدم نیست


زنگ زدند؛ رفتگر محله بود. گفت: ((آقا این عکس رو دیشب توی زباله های شما پیدا کردم.)) عکس تو بود.


سیگارت را
با او
روشن
کن
تکلیفت را
با من


می خواهم گیاهخوار شوم از دستت. بس که مرا خر فرض کردی!!!


جلو کوه داد بزنی محبت بر میگرده محبت!
تو از سنگم کمتری؟؟

 

 


چه دلمون بخواد چه نخواد،
خدا یه وقتایی دلش نمیخواد
ما چیزی که دلمون میخواد رو داشته باشیم...!


-هیچوقت خودتو صد در صد خرج کسی نکن.!


"دوستت دارم"
حرف ساده ایست،
هم گفتنش آسان است،
هم شنیدنش...

اما...
فهمش ساده ترین
دشوار دنیاست.!!

 

 

 

پست ترین ادمها کسانی هستند که :
به دست گذاشتن رو نقطه ضعف دیگران
بگن شــــــــوخی .... !

 

 

 

خوشی با خوبی فرق دارد؛
به خاطر خوبی ها؛
از خیلی خوشی ها؛
باید گذشت ...

 

 

 


کمتر بترسید؛ بیشتر امیدوار باشید.
کمتر بخورید، بیشتر بجوید.
کمتر آه بکشید، بیشتر نفس بکشید.
کمتر متنفر باشید، بیشتر عشق بورزید.
و بعد خواهید دید که همه چیزهای خوب از آنِ شما خواهد شد.



بیزار باش از معشوقی که
اسم هرزگی هایش را بگذارد
"آزادی"
اسم نگرانی هایت را بگذارد
"گیر دادن"
و برای بی تفاوتی هایش
"اعتماد داشتن به تو"
را بهانه می کند .

 

 

به خیلی ها میگیم " دوست " ...
به هرکسی که بتوونیم باهاش بیشتر از یه سلام و یه حال و احوالپرسی ساده حرف بزنیم .
خیلی از این "دوست"ها ، دوست نیستن.
همکارن ، همکلاسین ، فامیل دورن ، همسایه ن ، یه آشنان
"دوست" اونیه که باهاش رازهای مشترک داری.
اونیه که وقتی دلت گرفت اول از همه شمارهء اونو میگیری.
اونیه که برای قدم زدن انتخابش میکنی .
اونیه که جلوش لازم نیست به چیزی تظاهر کنی .
که اگه دلت گرفت بهش میگی " دلم گریه میخواد ! "
اونیه که دستت رو میگیره و میگه " میفهمم " .
که نمیخواد براش توضیح واضح بدی .
اونیه که سر زده خراب میشی سرش.
نمیگی شاید آمادگی نداشته باشه.
چون مهم نیست.
نه برای اون نه برای تو .
حتی اگر خونه ش خیلی کثیف باشه.
یا سرش خیلی شلوغ باشه.
چون همیشه برای تو وقت داره.
دوست اونیه که همیشه برات گزینهء اوله.
اونیه که بهت سرکوفت نمیزنه.
تحقیرت نمیکنه. بهت نمیخنده
بقیه یا همکارن، یا همکلاسین، یا فامیل دورن، یا همسایه، یا یه آشنان
همهء اینا رو گفتم که بگم آدما عوض میشن
اما معیار دوستی عوض نمیشه.
برای همین یکی که تا دیروز برات "دوست" بود میشه یه خاطره یا یه همکلاسی قدیمی
بعد اونی که سالها همکلاسی قدیمیت بود برات میشه "دوست "

 

 

 

اغلب فکر می کنیم؛
اینکه به یاد کسی هستیم؛
منتی است بر گردن آن شخص؛
غافل از اینکه اگر به یاد کسی هستیم؛
این هنر اوست نه ما؛
به یاد ماندنی بودن؛
بسیار مهم تر از به یاد بودن است؛

 

 


-هرجا دلت شکست،
خودت تیکه هاشو جمع کن.
تا هر کسی منت دستای زخمیشو سرت نذاره...!!


-تنهاییت را پیش فروش نکن.
فصلش که برسد،
به قیمت میخرند...


-بعضی وقتا باید بد باشی
تا بفهمن خوب بودن، وظیفه نیست...!!


-هرگز برای چیزی که تقدیر تو نیست
اصرار نورز که پایانش درماندگیست...!!


-این خیلی مهمه که وقتی از زندگی کسی رد میشی،
رد پای قشنگی از خودت به یادگار بذاری...!!


و...
عزیزی میگفت:

همیشه آنقدر خوب باش که بزرگترین تنبیه تو برای دیگران،
گرفتن خودت از آنها باشد.!

 

 

 

ختر خانوما دقت کردین وقتی ظرف می شورین حتی ظرفای تمیزم میارن تا دوباره بشورین . ظرفای توی یخچال هم خالی می کنن میارن اگر عکس العمل نشون ندیم که ظرفای همسایه رو هم میارن !!!

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

دختره قیافش شبیه دورخیزه الاغه
بعد اومده نوشته: قبل زل زدن تو چشای من، فاتحه دلتو بخون!!!
.
.
.
اگه اعتماد به نفس اینو، شعله پخش کن داشت،الان مشعل المپیک بود.

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

یکی از بزرگترین شکست های عشقیم تو دانشگاه این بود
زمانی که متوجه شدم پسر مورد علاقم جزوه مینویسه!
آخه احمق به تو هم میگن مرد؟؟؟
پس من واسه کی دارم انقدر خوش خط جزوه مینویسم!

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

ﺗﺎﺯﮔﯿﺎ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﯽ نمیشم
ﻓﮏ ﮐﻨﻢ ﺧﺮ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﺮﺩﻩ !

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

وقتی یه زن نظر شما رو میپرسه ‼ نمیخواد نظرتون رو بدونه فقط میخواد نظر خودشو با صدای مردونه هم بشنوه پس لطفا آدم باشیــد

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

به نظرم می تونن جنس دیوارای حموم رو از لیف درست کنن که آدم راحت مثه خرس کمرشو بکشه به دیوار دیگه!!این همه مشقت برای لیف کشیدن کمر نکشه!!!بابا یه ذره م مارو درک کنید شاید حال نداشته باشیم
مدیونید اگه فک کنید من آدم تنبلیم!!!!!

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

به مامانم میگم غذا کی حاضر میشه ؟ میگه وقتی بابات بیاد. میگم کی بابا میاد؟ میگه وقتی غذا حاضر بشه

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

الان یه دختره ۱۵ ساله بهم درخواست دوستی داده
میترسم قبول کنم هزینه پفک و چیپس و لواشکش بیفته گردنم

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

یه مرد واقعی اونیه که وقتی میاد خونه واسه خانومش کلی لواشک و پاستیل بخره . بعد همه خوراکیها رو جلو زنش بخوره راستش خودمم انتظار نداشتم اینقدر غمگین تموم شه

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

مامانم درحال توصیف دختر یکی از اقوام برای من :قدش اندازه خودته, هیکلشم شبیه خودته... ولی خوشگله

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

دقت کردین Google Earth به شما این قابلیت رو میده که
هر جای دنیا رو که تا بحال ندیدی بتونی ببینی!
ولی شماچیکار میکنی؟ شما صاف میری خونه خودت رو از بالا میبیی؟

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

یه بنده خدایی تو بانک ۱۰۰ میلیون برنده میشه !
رئیس بانک به کارمنداش میگه کى میتونه بره بهش یجورى خبر بده تا سکته نکنه !؟؟
یکی از کارمندای بانک داوطلب میشه و میگه من میتونم ٬
خلاصه کارمنده میره درخونه ى شخص برنده و میگه :
اگه ۱۰۰ میلیون توو بانک برنده بشى چیکار مىکنى؟
یارو میگه : ۲۰۰ هزار تومنش رو میدم به تو ٬
کارمند بانک همونجا سکته میکنه !!!

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

یکی از بهترین لحظات دوران مدرسه زمانی بود که اعلام می کردن معلما جلسه دارن زنگ اخر میرین خونه
اصن یه وضی.......

 

◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊

اولین بار که بخواهم بگویم دوستت دارم خیلی سخت است

تب می کنم عرق می کنم میلرزم

جان می دهم هزار بار

می میرم وزنده می شم پیش چشمهای تو

تا بگویم دوستت دارم

اولین بار که بخواهم بگویم دوستت دارم

خیلی سخت است

اما آخرین بار آن از همیشه سخت تر است

و امروز می خواهم برای آخرین بار بگویم دوستت دارم

و بعد راهم را بگیرم و بروم

چون تازه فهمیدم

تو هرگز دوستم نداشتی.

شل سیلور استاین

 

 

بزرگترین لذت در زندگی انجام کاریست که دیگران می گویند:

تو نمی توانی !


رومن به روایت پولانسکی  _ رومن پولانسکی

 

 

ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻦ !..
ﻫﻨﮕﺎﻣﯿﮑﻪ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﯽ ﭼﻪ ﺑﮕﻮﯾﯽ ،
ﭼﻪ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﻫﯽ ﻭ ﯾﺎ ﭼﻄﻮﺭ ﺑﮕﻮﯾﯽ ،
ﻓﻘﻂ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻦ!

ﮔﺎﻫﯽ ﻧﮕﻔﺘﻦ
ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺗﺮ ﺍﺯ ﮔﻔﺘﻦِ ﺳﺨﻨﺎﻥِ ﺁﺷﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺳﺒﮏ ﻣﯿﮑﻨﺪ ...
ﺩﺭ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻦ .

ﯾﮏ ﻭﻗﺘﻬﺎﯾﯽ ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪﯼ ﺑﺮ ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﻧﯿﺶ ﺩﺍﺭ ،
و ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻨﯽ ،
ﻭ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻧﺖ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺩﻫﯽ ﺳﮑﻮﺕ ﺭﺍ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﮐﻨﺪ ...
ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﮐﻪ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯼ ﭼﻪ ﺷﺪ
ﻭ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺑﺮ ﺳﺮﺕ ﺁﻭﺍﺭِ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺁﻣﺪ ،
ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻣﻘﺼﺮ ﻧﮑﻦ ،

ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻦ ﺗﺎ ﺩﻟﯿﻞِ ﺍﺻﻠﯽ ﺭﺍ، ﺩﺭ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺑﯿﺎﺑﯽ !
ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺣﺲِ ﺍﻧﻔﺠﺎﺭ ﺩﺭ ﺳﻠﻮﻟﻬﺎﯾﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ ،
ﺳﮑﻮﺕ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻦ ،
ﮐﻪ ﺫﻫﻨﺖ ﺑﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺑﺎ ﻗﻠﺒﺖ ﻣﺸﻮﺭﺕ ﮐﻨﺪ
ﻭ ﺗﺼﻤﯿﻤﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﮕﯿﺮﺩ .

ﯾﮏ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ " ﺳﮑﻮﺕ " ﭘﺎﺳﺦِ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺩﺭﺩﻫﺎﺳﺖ ...

 

 

 

من اگر مرد بودم و دست زني را مي گرفتم، پا به پايش فصل ها را قدم مي زدم و برایش از عشق و دلدادگي مي گفتم؛ تا لااقل یک دختر در دنيا از هیچ چیز نترسد!...شما زن ها را نمي شناسيد! زن ها ترسو اند، زن ها از همه چیز می ترسند، از تنهایی، از دلتنگي، از دیروز، از فردا، از زشت شدن، از ديده نشدن، از جايگزين شدن، از تکراری شدن، از پیر شدن، از دوست داشته نشدن،... و شما برای رفع اين ترس ها نه نیازی به پول دارید، نه موقعیت و نه قدرت، نه زيبايي و نه زبان بازي! كافيست فقط حریم بازوانتان راست بگوید!كافيست دوست داشتن و ماندن را بلد باشيد!
تقصير شما بود كه زن ها آن قدر عوض شدند.
وقتی شما مردها شروع کردید به گرفتن احساس امنیت، زن ها عوض شدند. آن قدر که امنیت را در پولِ شما دیدند، آن قدر که ترس از دوست داشته نشدن را با جراحی پلاستیك تاخت زدند، و ترس از تنها نشدن را با بچه دار شدن، و و و... عشق ورزیدن و عاشق کردن هنر مردانه ای ست؛ وقتی زن ها شروع می کنند به ناز خریدن و ناز کشیدن، تعادل دنیا به هم می خورد
سیمین بهبهانی

 

 

من بارها به سوی تو باز آمدم ولی

هر بار دیر بود !...

هوشنگ ابتهاج

شاید یک روز، یک نفر، یک جوری آدم را بخواهد که خواستنش به این راحتی ها تمام نشود !

سیلویا پلات

 

 

نه از جلاد می هراسم 
نه از واپسین فرود تنم

نه از لوله های تفنگ های مرگ 
نه از سایه ها بر دیوار
نه از شبی که بر زمین ، واپسین ستاره ی کم سوی درد پرتاب می شود .

اما .، وای از بی تفاوتی چشم فروبسته ی دنیایی بی رحم و بی احساس ...
.
راجر واترز

 

 

وقتی میشود دقایق عمرت را با آدمهای خوب بگذرانی 

چرا باید لحظه هایت را صرف آدم هایی کنی 

که یا دلهای کوچک شان مدام درگیر حسادت ها و کینه ورزی های بچه گانه اند...

یا مدام برای نبودنت، برای خط زدنت تلاش می کنند؟

زیگموند فروید

 

 

 

فرق بسیار زیادی ست بین کسی که

 " کم می آورد "، با کسی که " کوتاه می آید " !

جزیره ی سرگردانی _ سیمین دانشور

 

مهم نیست اكنون زندگی ام چگونه میگذرد ،

عاشق آن خاطراتی هستم که تصادفی از ذهنم عبور میکنند و باعث لبخندم میشوند !


خاطرات من / پابلو نرودا

 

مرا با حقیقت بیازار. اما هرگز با دروغ ، آرامم نکن !
جان شیفته _ رومن رولان

 

 


 

مرا کم دوست داشته باش
اما همیشه دوست داشته باش !
این وزن آواز من است :
عشقی که گرم و شدید است
زود می سوزد و خاموش می شود
من سرمای تو را نمی خواهم
و نه ضعف یا گستاخی ات را !
عشقی که دیر بپاید ، شتابی ندارد
گویی که برای همه ی عمر ، وقت دارد .

مرا کم دوست داشته باش
اما همیشه دوست داشته باش !
این وزن آواز من است :
اگر مرا بسیار دوست بداری
شاید حس تو صادقانه نباشد
کمتر دوستم بدار
تا عشقت ناگهان به پایان نرسد !
من به کم هم قانعم
و اگر عشق تو اندک ، اما صادقانه باشد ، من راضی ام
دوستی پایدارتر ، از هرچیزی بالاتر است .

مرا کم دوست داشته باش
اما همیشه دوست داشته باش !

٠•●ஜ امیلی دیکنسون ஜ●•٠

 

 

 


آدم های مدل های مختلف دارند ، جنس های متفاوت ، جنس بعضی از آدم ها سخت است مثل سنگ ، بعضی ها هم شکستنی هستند مثل شیشه...

حرفی در بارهء آدم های سنگی ندارم ، آدم های سنگی حرفی برای آدم باقی نمی گذارند اما...

آدم های از جنس شیشه ، نازک ند و ترد و شکستی... بودن با این آدمها سخت است و نگهداشتنشان سخت تر ، هر لحظه باید مواظبشان باشی ، باید حواست بهشان باشد ، اگر نشناسیشان ، اگر ندانی چطور باید دستشان بگیری ، یا دستت را می‌برند و یا که سر میخورند و می‌افتند و می‌شکنند و هزار تکه می شوند ، که هر تیکه برنده است ، تیز است ، می برد ، می شکند ، زخمی می کند ، آدمهای شیشه ایی همینجوری ند ، شفافند ، یک رنگ ، صاف ، چیزی برای قایم کردن ندارند ، اصلا" همین شیشه ایی بودنشان اجازه نمی دهد چیزی را پنهان کنند آدم های شیشه ایی ، خوبند ، اما بد به حال تو اگر عاشق این آدمها شوی ، همهء عمر باید بترسی و بلرزی و مواظب توپ زندگی ت باشی که پنجرهء را بی هوا ، بی شیشه نکند ، سخت ند این آدم ها و عاشقی با انها سخت تر ...

اما ، اما اگر یاد گرفتیشان ، اگر صاحبشان شدی ، اگر قلقشان دستت آمد ، آنوقت سوز سرمای هیچ زمستانی آزارت نمی دهد. دیگر از هیچ برف و بارانی نترس ...آدم های شیشه ایی برای یک عمر مواظبت خواهند بود ، بشین و از زلالی شیشه ایی وجودشان دنیا را نظاره کن...آدم های شیشه ایی این جوری ند..

 

 

 


زیاد جدی نگیر
حالِ خرابم را ... !
فردا باز هم می خندم
تنها
امروز 
از دنده ی راستِ دلشوره بیدار شده ام 
نه بهانه می گیرم
نه حرفم می آید
این حس هایِ جدید
دارد خرخره ی خنده هایم را می جَوَد . . 
انگار که از غصه بالاتر هم داریم
چیزی شبیه به بی تفاوتی هایِ دَم به دَم .
اما !
من که با تو قرارم این نبود
تو گفتی غصه دارم که کردی،
باز هم بخندم
اما آخر 
تو که نمی دانی 
من دارم از این همه تظاهر خفه می شوم
دنیایم پر شده از دوست داشتن هایِ
پر بغض
و این دارد
دمار از روزگارم 
در می آورد ... !!

 


عادل دانتیسم

 

 

 

نمی‌دانم یک زن وقتی اشک‌هایش را پاک می‌کند
و با خودش قرار می‌گذارد که "دوست داشتنی" های دنیای گذشته اش را فراموش کند، چه‌قدر غصّه می‌خورد؟
اما این را خوب می‌دانم که یک زن اگر جزء ِ "دوست داشتنی" ‌های دنیای کسی باشد
و حس کند که کم‌کم دارد فراموش می‌شود ..
خیلی‌خیلی بیش‌تر غصّه می‌خورد !

 


گاهی می شود
نمی دانی چه می خواهد از جانت
که انقدر به مانند رخشور می پیچد 
به تمامِ وجودت
آنقدر بهانه می گیرد که اصلا
نمی دانی کدامشان را
جوابگو باشی
گلایه می کند و لال می شوی
بغض می کند و اگر آرامش نکنی
خفه ات می کند
دل را می گویم ... 
گاهی هرچقدر هم که برایش نقشِ
آدم بزرگها با ظرفیت هایِ بالا
با صبوریِ بسیار هم بازی کنی
یک جایی دیگر از دستت در می رود
یک جایی راستش
خودت هم می خواهی آن همه بی قراری را
به رخِ آینه ی شکسته ی روزهایت بکشد
شاید که جایی
به پاهایِ نیامده ی کسی
خدایِ نکرده بَر بخورد
کمی تنها چند قدم
آمدنش را
دو تا یکی بیاید


عادل دانتیسم

 

 


آدم نباید عاشق بشود، نباید پرش به پر عشق بگیرد، سخت می‌شود کارش سخت. غرق می شود، کر می شود، کور می شود انگار، اصلا توی همین ندیدن هاست که کار دست خودش می دهد، که می بازد اول دلش را ، گاهی دینش را ، آخر اعتبارش را...ای کاش همهء ما ، وقتهایی که غرقیم ، وقت هایی که اینهمه زجر می دهیم به خودمان ، وقتی برای چیزی تلاش میکنیم که شاید هیچ نباشد ، یکی بیاید ،دستمان را بگیرد ، ببردمان بالا ، از آن بالا ما را به خودمان نشان دهد ، چیزی را که برایش می جنگیم را هم نشانمان دهد ، گوشمان را بگیرد بپیچاند تشر بزند؛ " هی تو ببین برای کی برای چی دست و پا می زنی؟"  ای کاش وقتی که هیچ نمی فهمیم از کاری که داریم می کنیم ، یکی بیاید نجاتمان دهد ، قبل از آنکه کلی از سالهای خوبمان از دستمان بروند ، قبل از آنکه "دیر" شود...

 


حسودی ام می شود به تو
به تو که یک من داری
که اینگونه به پایِ دوست داشتنت نشسته
که می رنجد اما عاشق تر می شود
که خسته می شود اما باز می ایستد به راهِ تو
حسودی ام می شود به عشق
که می تواند من را نشان بدهد و بگوید
می بینید ؟ او مرا معنا می کند
به سراغش بروید
تا بگوید هر سه حرفِ من چه معنایی دارد
حسودی ام می شود باز هم به تو
که هرروز برایت یک شاخه گل کنار می گذارم
تا یادم نرود چند روز است که دیوانه ی تو شده ام
حسود شده ام
به زمین و زمان
حتی به خدا
که تو را می بیند هرروز و هرشب
حسودی ام می شود به تو
که دلم نمی آید هیچگاه
به زبان بی آورم حتی از رویِ دلتنگی
که دوست داشتنت را
که خواستنت را
نمی خواهم

عادل دانتیسم

 

 


خسرو شکیبایی با اون صدای طلاییش می گفت:
.
.
.
.
.
.
.
.

بعضی وقت ها یکی یه طوری می سوزونت
که هزار نفر نمیتونن خاموشت کنن
بعضی وقت ها یکی طوری خاموشت میکنه
که هزار نفر نمیتونن روشنت کنن.
زمانه ایست که خیلی چیزها آنطوری که بود یا باید باشد نیست
یه چیزایی....
یه حسایی....
یه وقتایی...
یه ادمایی...
یه لحظه هایی....رو
تو زندگیمون گم میکنیم
که دیگه هیچ وقت پیداشون نمیکنیم....
هیچ وقت....

 

 

 

 


"زن که باشی"
ترس های کوچکی داری !
از کوچه های بلند ، از غروب های خلوت
و از خیابان های بدون عابر می ترسی !
از صدای موتورسیکلت ها و دوچرخه هایی که بی هدف
در کوچه پس کوچه ها می چرخند ، می ترسی !
از بوق ماشین هایی که ظهرهای گرم تابستان جلوی پاهایت ترمز می کنند،
و تو فقط چهره ی آدم هایی را می بینی،
که در چشم هایشان حس نوع دوستی موج می زند...!
"زن که باشی"
ترس های کوچکی داری...
"زن که باشی"
مهربانی ات دست خودت نیست !
خوب می شوی حتی با آنان که چندان با تو خوب نبوده اند ؛
دلرحم می شوی حتی در مقابل آنهایی که چندان رحمی به تو نداشته اند
"زن که باشی"
درباره‌ات قضاوت می‌کنند؛
در باره‌ی لبخندی که بی‌ریا نثار هر احمقی کردی!
درباره‌ی زیبایی‌ات... که دست خودت نبوده و نیست!!!
درباره‌ی تارهای مویت...
که بی‌خیال از نگاه شک‌آلوده‌ی احمق‌ها از روسری بیرون ریخته‌اند...
درباره‌ی روحت، جسمت، درباره‌ی تو و زن بودنت،
عشقت، قضاوت میکنند !!!)

فروغ فرخ زاد

 


زخم ها
حافظه دارند
كه پس از خوب شدن هم
به ياد مى آورند..

مورات حان مونگان

 

چه فرقی میکند کجا زندگی کنی،
وقتی زبانت را نفهمند همه جا غریبه ای ...!

٠•●ஜ رضا قاسمی ஜ●•٠

 

ﮐﻼ‌ﻣﯽ ﺍﺯ ﺷﯿﺦ ﺑﻬﺎﯾﯽ:

ﺁﺩﻣﯽ ﺍﮔﺮ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﻧﯿﺴﺖ، ﺯﯾﺮﺍ:
ﺍﮔﺮ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﺪ، ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺍﺣﻤﻖ ﺍﺳﺖ !

ﺍﮔﺮ ﮐﻢ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﺪ، ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺗﻨﺒﻞ ﺍﺳﺖ !
ﺍﮔﺮ ﺑﺨﺸﺶ ﮐﻨﺪ، ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺍﻓﺮﺍﻁ ﻣﯿﮑﻨﺪ !

ﺍﮔﺮ ﺟﻤﻊ ﮔﺮﺍ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺑﺨﯿﻞ ﺍﺳﺖ !
ﺍﮔﺮ ﺳﺎﮐﺖ ﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﻻ‌ﻝ ﺍﺳﺖ !

ﺍﮔﺮ ﺯﺑﺎﻥ ﺁﻭﺭﯼ ﮐﻨﺪ، ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﻭﺭﺍﺝ ﻭ ﭘﺮ ﮔﻮﺳﺖ !
ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﻩ ﺑﺮﺁﺭﺩ ﻭ ﺷﺒﻬﺎ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ، ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺭﯾﺎ ﮐﺎﺭ ﺍﺳﺖ !

ﻟﺬﺍ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﺮ ﺣﻤﺪ ﻭ ﺛﻨﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﮐﺮﺩ
ﻭ ﺟﺰ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪ.

ﭘﺲ ﺁﻧﭽﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﺪ.

ﺷﺎﺩ ﺑﺎﺷﯿﺪ، ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﯾﻦ ﺷﺎﺩﯼ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺷﻮﺩ.

 

 


گاهی اوقات حسرت تکرار یک لحظه
دیوانه کننده ترین حس دنیاست...

*ژوآن هرییس*

 

 

ﺭﻓـﺘـﻦ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭘﺎ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ !
ﮔﺎﻫﯽ ﺁﺩﻡ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ
ﺑـﯽ ﻫـﯿـﭻ ﺭﺩ ﭘـﺎﯾـﯽ . ..

" ﺣﻤﯿﺪ ﺍﻣﺠﺪﯼ "

 

.

گاهی باید از سر اجبار رفت.... بی کفش... بی قلب...!!

 

 

 

چيزهايي هست خيلي بدتر از تنهايي
اما سالها طول ميكشه تا اين رو بفهمي 
وقتي هم آخرسر مي فهمي اش
ديگر خيلي دير شده.
وهيچ چيز بدتر از
خيلي دير نيست

چارلز بوکوفسکی | سوختن در آب، غرق شدن در آتش | پیمان خاکسار | نشر چشمه | کافه کتاب

 

 

 


از کسـانی کـه همـه چیـز را محـاسبه مـی کننـد بتـرس و هـرگـز قلبـت را در اختیــار آنـها مـگـذار ،
آنهــا حسـاب عشـقی کـه نثـار تـو مـی کننـد را نیـز دارنــد و روزی آن را بـا تـو تسویـه مـی کننـد !

٠•●ஜ آنــــــا گاوالـــدا ஜ●•٠

 


در آیـنـه نــگـاه کــن ،
اگـــر صـورتـی زیـبـا داری کــاری مـنـاسـب جـمـالــت انـجـام ده 
و اگــر قـیـافـه‌ات نــامـتـنـاســب اســـت ، 
زشــتـی کــردار را بــه‌ زشــتـی صــورت مــیـفــزا .

٠•●ஜ افــلاطـــــــون ஜ●•٠

 


هر نتى كه از عشق بگويد زيباست 
حالا سمفونى پنجم بتهوون باشد يا زنگ تلفنى كه در انتظار صداى توست...

*گروس عبدالمالكيان*

 


لطفاً
یک بار دیگر،
در لحظه ای که نمی دانم،
با بوسه ای
مرا غافلگیر کن ..!

- نیلوفر لاری پور

 

نصف اشتباهاتمان ناشی از این است که وقتی باید فکر کنیم ، احساس می کنیم و وقتی که باید احساس کنیم ، فکر می کنیم!

 

به آواز باد گوش بسپار 
*هاروکی موراکامی*

 


اگر به اين مى انديشى كه ديگران چگونه به تو مى انديشند، 
يا از ديگران ميترسى! يا خودت را باور ندارى !!

 

 

محمود دولت آبادى

 

 

 


برای ِ هر کس که رفتنی ست ،
فقـط باید کنار ایستاد
و
راه باز کرد
بـه همیـــن سادگـــی !

*چارلز بوکوفسکی*

 


هـزار بـارهـم کـه از ایـن شـانه بـه آن شـانه بغلـتی ،
ایـن شـب صبـح نمـی شـود ،
وقتـی دلتنـگ باشـی ...

٠•●ஜ ســید علی صالحــی ஜ●•٠

 


مردها از روی خستگی متاهل می شوند ،
و زن ها از روی کنجکاوی !
و سرانجام هر دو پشیمان می شوند ...

٠•●ஜ اسکار وایلد ஜ●•٠

 


ﻫﯿﭽﮑﺲ،

ﺑﺮ ﻧﯿﻤﮑﺖ ﭘﺎﺭﮎ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ

ﻧﻤﯿﻨﺸﯿﻨﺪ!

ﯾﺎ ﯾﺎﺭ ﺩﺭ ﺑﺮ ﺍﺳﺖ، ﯾﺎ ﯾﺎﺩ ﯾﺎﺭ ﺩﺭ ﺳﺮ !!

 

 

کسانی که دوستمان دارند از کسانی که از ما متنفرند ترسناک ترند ،
مقاومت در برابر آن ها دشوارتر است
و من کسی را نمی شناسم
که بهتر از دوستان بتوانند شما را به انجام کاری هدایت کنند
که درست بر خلاف میل شماست .

٠•●ஜ کریستین بوبن ஜ●•٠

 

 


بزرگترین بدی زندگی اینه که
هیچ وقت
اون چیزی رو که می خوای
همون لحظه نداریش
یه زمانی بهش می رسی
که دیگه برات مهم نیست!!

*دیوید سالینجر*

 

هر چیز را هم که تقصیر من بیندازی ،
عاشق شدن من تقصیر توست ...

٠•●ஜ عباس معروفی ஜ●•٠

 

     

 


زمـان آدم‌هـا را دگرگـون می‌کنـد امـا تصویـری را کـه از آنهـا داریـم ثابـت نگـه مـی‌دارد . هیـچ چیـزی دردناکـتر از ایـن تضـاد میـان دگرگونـی آدم‌هـا و ثبـات خاطـره نیسـت !

٠•●ஜ مارســل پروســـت ஜ●•٠

 

 


گاهي بايد آدماي اطرافت رو کنار بگذاري...
بعضي هارو براي يک ساعت و بعضي ها رو براي هميشه !

 

زندگی جدید
بهومیل هرابال

 

 

 

ایـن آینـده کـدام بـود کـه بهتریـن روزهـای عمـر را حـرامِ دیـدارش کـردم ؟

٠•●ஜ حســـین پناهــــی ஜ●•٠

 


بیزار باش از معشوقی که
اسم هرزگی هایش را بگذارد آزادی
اسم نگرانی هایت را بگذارد گیر دادن
و برای بی تفاوتی هایش
اعتماد داشتن به تو را بهانه کند

" احمد محمود "

 


خواستند
از عشق
آغوش و بوسه را
حذف کنند

عشق
از آغوش و بوسه
حذف شد.

افشین یداللهی

 

 


کسی چه می داند!
من امروز چند بار فرو ریختم
چند بار دلتنگ شدم....
از دیدن کسی که :
فقط پیراهنش شبیه تو بود....

 

 

عادت بدترین بیماریه
کاری می کنه که آدم به هر بدبختی و هر دردی سر خم کنه
و بتونه کنار آدمای نفرت انگیز دووم بیاره !

٠•●ஜ اوریانا فالاچی | یک مرد ஜ●•


آدمهـا هرگـز کسانـی را کـه دوسـت دارنـد فرامـوش نمـی کـنند ، فقـط عـادت مـی کـنند کـه دیگـر کنارشـان نباشـند .

٠•●ஜ ارنســتو ساباتــو ஜ●•٠

کنار حوصله ام بمان
تو که نباشی دلم که هیچ
دنیا هم تنگ می شود .

 

گــــاهی
هیچکس را نداشته باشی بهتر است..!
باور کــــن
بعضــیها تنهاترت می کنند...

"حسین پناهی"

 

جهنـم جاییســت کـه دیگـر هیچکـس بـه حـل مشـکلات نمـی‌‌ اندیشـد !

٠•●ஜ اینــگمار بــرگمان ஜ●•٠

از هم فاصله می گیریم
تو از من
من از خودم
تو در کجا شناوری
که من همه جا به تو می رسم

- آرمین یوسفی

 


جیره ی سیگارم را بدهید!
و تنهایم بگذارید با پیاده روی عصرگاهی
در من
تیمارستانی
قصد شورش دارد...

" علی اسداللهی

 


احترام بیش از حد به بعضی آدمها

در آنها توهم بزرگ بودن به وجود می آورد...!

" استاد شجریان "

 

متضاد عشق نفرت نیست،‌ بی تفاوتی است...

الی ویسل

 


عبور تو از حوالی چشم های من

تنها اتفاق غیر منتظره ی زندگی ام بود

چراکه من همیشه منتظر نیامدنت بودم ...

 


وقتی خدا می خواست تو را بسازد، 
چه حال خوشی داشت، 
چه حوصــله ای ! 
این مـوهــا، این چشم هــا .... 
خودت می فهمــی؟ 
من همه اینها را دوست دارم.

"عباس معروفی

 

 

همیشه نباید حرف زد
گاه باید سکوت کرد
حرف دل که گفتنی نیست !
باید آدمش باشد
کسی که با یک نگاه کردن به چشمت
تا ته بغضت را بفهمد

"چارلی چاپلین"

 

 

گاهی دوست داشتن آدم ها درد دارد
دردش این است که کسی
حرف دلت را نمی فهمد...!

"هوشنگ ابتهاج"

 

 

عادت بدترین بیماریه
کاری می کنه که آدم به هر بدبختی و هر دردی سر خم کنه
و بتونه کنار آدمای نفرت انگیز دووم بیاره !

٠•●ஜ اوریانا فالاچی | یک مرد ஜ●•٠

 

تنها چیزی که در زندگیم به صورت تخصصی بهش تسلط دارم ...
انتخاب آدم های اشتباه برای دوست داشتنه !

٠•●ஜ وودی آلن | پول را بردار و فرار کن ஜ●•٠

نيكو و آبرومند زندگي كن، آنگاه، به وقت سالخوردگي، هنگامي كه به گذشته بي انديشي، ديگر بار از زندگي ات لذت خواهي برد.


٠•●ஜ دالاي لاما ஜ●•٠

 

هر فردي بهترين هم که باشد،
اگر زماني که بايد باشد، 
نباشد ،
همان بهتر که نباشد…

لوئيس بونوئل

 

امان از دست آدم ها
می آیند
می روند
و بعد مثل احمق ها برایت از منطق می گویند
درد مطلق این است
نمی فهمند انگار
عشق منطق سرش نمی شود...!

 

 

دوست داشتن آدمها را می توان
از تـــوجه آنها فهمید
وگرنه حرف را که همه می توانند بزنند...!

"پائولو کوئلیو"

 


لحظاتی هست که جز غم و رنج چیزی رخ نمی دهد و نمی توانیم از آن دوری کنیم. تنها زمانی دلیلش را می فهمیم که بر آن غلبه کرده باشیم.

پائولو کوئیلو

 

روزگار عجیبی است ....

بد که باشی ؛ بیشتر تو خاطر آدما می مونی 

خوبی خیلی زود از یادشون میره

 

 


اگر بدانید مردم هزاران بار بیشتر
به یک سردرد معمولی خود اهمیت می‌دهند
تا به خبر مرگ من و شما ... دیگر نگران نخواهید شد
که درباره‌ی شما چه فکری می‌کنند !

دیل کارنگی

 

 

 


هیچ وقت
یکی را با همه ی ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪﺑﺎﺵ!
ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ
ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﺟﺰ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺪﺍﺭﯼ...

- هاروکی موراکامی

 

ﺟــــــﺴــــﺍﺭﺕ ﻣﯽ ﺧـــﻮﺍﻫــﺪ ؛
ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺷﺪﻥ ﺑﻪ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﺑﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﺟﻨﮕﺪ!ﺍﻣﺎ ﺷﺐ ﻫﺎ ﺑﺎﻟﺸﺶ ﺍﺯ ﻫـــﻖ ﻫـــﻖ ﻫﺎﯼ ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﻪ ﺧﯿﺲ ﺍﺳﺖ...!!

 

 

 


اگر می­شد صدا را دید
چه گل­هایی!
چه گل­هایی!
که از باغ صدای تو
به هر آواز می­شد چید.

اگر می­شد صدا را دید...

- شفیعی کدکنی

 

 


گفته هایت نادرست اما بمان
کرده هایت ناصواب اما مرو

شمس لنگرودی

 


هنوز دروغهایت را در گنجه دارم
گاهی
باورشان میکنم و باز
عاشقت می شوم

- ضیاء موحد

   

  

 


ﮔﺎﻫﯽ ﺁﺩﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﺑﺒﺨﺸﻪ
ﺍﻣﺎ ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﺍﺣﻤﻖ ﻧﺒﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﻨﻪ ...

جورج برنارد شاو

 

گاهی آدم می ماند بین بودن یا نبودن
به رفتن که فکر می کنی
اتفاقی می افتد که منصرف می شوی،

می خواهی بمانی
رفتاری می بینی که انگار باید بروی

و این بلاتکلیفی
خودش کلــــــی جـــــــهنم است ...

سیمین دانشور

 

میبینی چه شب ساکتی است
انگار هیچکسی در دنیا نیست !
یا شاید:
من در دنیای هیچکس نیستم...

ایگور استراوینسکی

 

می دانم...
آخر یک روز
خسته می شود از نیامدنش
شوخی که نیست
مگر آدم
چقدر می تواند نیاید!

آرش نژادی

 

عاشق که باشی
رفتن نمی دانی
می مانی...
سر حرفت می مانی
که گفته بودی : تا ته دنیا کنارش می مانی !!

 


شــــادم به رویایی که ...
محقـــق نمیشود !
منتظر خبــــری هستم که ...
نمــــی آید !
دلخوشم به حـــــرفی که ...
نمــــیزنی !
آدم
گاهــــی به هـــزار دلیل زنده است
و هیچ دلیـــلی برای زنده بودن ندارد

 


آدم ها کـه عـوض می شونـد ...
از سـلام و شـب بـخیـر گـفتـنشان مـی شود ایـن را فـهمیـد !
از سکوتشان!
از حـرف هـا و نـگاه هـا،
از گـودال هـای عـمیـقی کـه بیـن ِ تــو و خـودشان می کـَـنـند
و تـویـش را پــر از دلیـل مـی کنـند!

 


از همه غم انگیز‌تر زمانی می‌شود،
کسی که دوستش داری
ﻫﯿﭻ ﺗﻼﺷﯽ ﺑﺮﺍی ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻨﺖ ﻧمی‌کند!

ارنستو ساباتو

 


گاهی سکوت می کنی 
چون اینقدر رنجیدی که نمی خوای حرف بزنی
گاهی سکوت میکنی چون واقعا حرفی برای گفتن نداری
سکوت گاهی یک اعتراضه و گاهی هم انتظار
اما بیشتر وقتها سکوت برای اینه که
هیچ کلمه ای نمی تونه غمی رو که تو وجودت داری توصیف کنه
و این یعنی همون حس تنهایی...!
" خسرو شکیبایی "

 

 

 

من اما از تو ممنونم
همین که هستی و گاهی
مرا به گریه می اندازی
همین که هستی و گاهی
به یادم می آوری

 


ای کاش
يکی بيايد
که وقتِ رفتن
نرود.

_سیدعلی صالحی

 

 

 

اغلب فکر میکنیم اینکه به یاد کسی هستیم
منتی است بر گردن آن شخص!
غافل از اینکه اگر به یاد کسی هستیم
این هنر اوست نه ما

"به یاد ماندنی بودن"
بسیار مهمتر از به یاد بودن است...

اندوه زیبا
بهومیل هرابال

 

 

هر بار که می‌خواهم به سمتت بیایم، یادم می‌افتد
دلتنگی
هرگز بهانه خوبی برای تکرار یک اشتباه نیست !

٠•●ஜ آنا گاوالدا | گریز دلپذیر ஜ

 

 

وقتـی انسـان هـا از تنهایـی مـی نالنـد ، منظـورشان ایـن نیسـت کـه اطرافشـان خلـوت اسـت ، تنهایـی ایـن اسـت کـه هیچکـس نمی فهمـد چـه می گوینـد ...

٠•●ஜ آیـــزایا برلیـــن ஜ●•٠

 

من آدم نرفتن ام،
آدم دوست موندن، 
یا اصلن آدم دیر رفتن ام،
خیلی دیر...
اما وقتی برم، 
دیگه آدم برگشتن نیستم. 
آدم مثل قبل شدن نیستم.
باور کن !

٠•●ஜ آنا گاوالدا ஜ●•٠

 


فرق روزای خوب و بد زندگی اینه که
.
روزای بد رو همون موقع می فهمی
روزای بدن!
اما ...
روزای خوبو نمی فهمی.!
بعدا که گذشت ،
خاطره شد ،

می فهمی روزای خوب بوده...!

 

 


کسی که مرا به خاطر خوبی هایم می خواهد نمی خواهم ...
کسی را می خواهم که با دانستن بدی هایم بازهم مرا بخواهد !

٠•●ஜ ارنستو ساباتو | قهرمان‌ها و گورها ஜ●•٠

 


زندگی به من آموخت
آدمها نه دروغ می گویند، نه زیر حرفشان می زنند ...
اگرچیزی می گویند صرفا " احساسشان " درهمان لحظه ست ...
نباید رویش حساب کرد !

٠•●ஜ کارلوس فوئنتس | خانواده‌های خوشبخت ஜ●•٠

 


مشکل اینجاست :
همیشه آدم های تنوع طلب
دست می گذارند روی آدمهای وفادار،
افسوس ...

٠•●ஜ محمود دولت آبادی ஜ●•٠.

 

هيچـكس لياقـت اشكهـای تـو را نـدارد ، و كسـی كـه چنيـن لياقتـی دارد ، باعـث اشـك ريخـتن تـو نمـی شـود ...!

٠•●ஜ گابريل گارسیا ماركز ஜ

 

 

 

به یک جایی از زندگی که رسیدی،
میفهمی رنج را نباید امتداد داد
باید مثل یک چاقو که چیزها را میبرد و از میانشان میگذرد
از بعضی آدمها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی !

٠•●ஜ ویلیام فاکنر | مرثیه برای راهب ஜ●•٠

 


فــرق بزرگيسـت ميـان كسـى كـه تنهـا مانـده و كسـى كـه تنهايـى را انتخـاب كـرده اسـت .

٠•●ஜ گابريـل گارسيا مارکــز ஜ●•٠

 

تو می دانی
حتی اگر کنارم نشسته باشی
باز هم دلتنگ تو ام
حالا ببین
نبودنت با من چه می کند...

٠•●ஜ عباس معروفی ஜ●•٠

 


روی دست بلندت می کنند، اما نه برای اینکه در بالا نگاهت دارند،
روی دست بلندت می کنند تا بر زمینت بزنند.


٠•●ஜ محمود دولت آبادی ஜ●•٠

 

این منم که گم شده ام ،
یا تویی که پیدا نمیشوی ...

٠•●ஜ عباس معروفی ஜ●•٠

 


کسانی که شما را دوست دارند حتی اگر هزار دلیل برای رفتن داشته
باشند ترکتان نخواهند کرد، آنها یک دلیل برای ماندن خواهند یافت !


٠•●ஜ بهومیل هرابال ஜ●•٠

 


اغلب آدم ها همیشه همین طورند
اگر کسی را پذیرفتند همه عیوبش را حسن می بینند
و کوچک ترین انتقادی بر شخص مورد پسند ایشان وارد نیست
و اگر از کسی نفرت پیدا کردند
از همه خصلت های نیکوی او چشم پوشی می کنند
و عیوب او را بزرگ می نمایانند
در هیچ موردی حد وسط ندارند ...

٠•●ஜ جورج اورول ஜ●•٠

 

درد داره ...
وقتی ساعت ها میشینی به حرفایی که هیچ وقت قرار نیست بگی
فکر میکنی !

٠•●ஜ هاینریش بل ஜ●•٠

 


زخــم هـا خــوب مـی شــونـد ،
امــا خـوب شـدن بـا مثـل روز اول شــدن ، خیـلـی فــرق داره !

٠•●ஜ اوریـــــانا فالاچـی ஜ●•٠

 

گاهـی برخی آدم ها هر کاری که برایشان بکـنید شما را دوسـت نخواهند داشـت ؛
و برخـی دیگر اگر هیچ کاری هم برایشـان نکنید دوستتان خواهـند داشت !

٠•●ஜ ویســلاوا شیمبورســکا ஜ●•٠

 


گاهی اوقات
بر سر راه ِ آدمیزاد آدم هایى قرار می گیرند که
فراتر از یک دوست معمولی هستند،

كه می شود با آنها به هر چیز احمقانه ای بخندی...
دوست هایی هستند در زندگی که بی دغدغه،
می شود بدون نقاب بر صورت با آنها معاشرت کرد،

میشود یادت برود که میزبانی یا میهمان
جایی که هستی خانه ی اوست یا خانه ی خودت،
حتی می شود ناگفته های دلت،
آنهایی که جرات گفتنش به خودت هم نداری بهشان بگویی
و مطمئن باشی می شنوند و نشنیده می گیرند !

 

 

 

بافتن را از یک فامیل خیلی دور یاد گرفتم که نه اسمش خاطرم است نه قیافه اش،
اما حرفش هیچوقت از یادم نمیرود، می گفت زندگی مثل یک کلاف کامواست،
از دستت که در برود می شود کلاف سردر گم،
گره می خورد،
می پیچد به هم ،
گره گره می شود،
بعد باید صبوری کنی،
گره را به وقتش با حوصله وا کنی، زیاد که کلنجار بروی ، گره بزرگتر می شود،
کورتر می شود،
یک جایی دیگر کاری نمی شود کرد، باید سر و ته کلاف را برید،
یک گره ی ظریف کوچک زد،
بعد آن گره را توی بافتنی یک جوری قایم کرد،
محو کرد،
یک جوری که معلوم نشود،
یادت باشد، گره های توی کلاف همان دلخوری های کوچک و بزرگند، همان کینه های چند ساله،
باید یک جایی تمامش کرد،
سر و تهش را برید،
زندگی به بندی بند است به نام "حرمت "
که اگر آن بند پاره شود کار زندگی تمام است...

 


بانوسیمین بهبهانی

 

 

بلاخره در زندگی هر آدمی ،...

یک نفر پیدا میشود که بی مقدمه آمده، مدتی مانده....

قدمی زده وبعد اما بی هوا غیبش زده و رفته .

آمدن و ماندن و رفتن آدمها مهم نیست ...

اینکه بعد از روزی روزگاری ، در جمعی حرفی از تو به میان بیاید ،

آن شخص چگونه توصیفت میکند مهم است.

اینکه بعد از گذشت چندسال ، چه ذهنیتی از هم دارید مهم است .

اینکه آن ذهنییت مثبت است یا منفی.....

اینکه تورا چطور آدمی  شناخته ،  مهم است.

منطقی هستی و میشود روی دوستی ات حساب کرد !؟

می گوید دوست خوبی بودی برایش ، یا مهمترین اشتباه زندگی اش شدی.....

اینکه خاطرات خوبی از تو دارد ، یا نه برعکس..

اینکه رویایی شدی برای زندگیش ، یا نه درسی شدی برای زندگی....

به گمانم ذهنیتی که آدمها از خود برای هم به یادگار میگذارند ، از همه چیز بیشتر اهمیت دارد

وگرنه همه آمده اند که یک روز بروند .....

 

صمد بهرنگی

 

ماندن همیشه هم خوب نیست....

رفتن هم همیشه بد نیست...

گاهی باید رفت تا بعضی چیزها بماند....

اگر بروی شاید با دل پُر بروی و اگر بمانی دست خالی خواهی ماند...

گاهی باید رفت و آنچه ماندنی ست را بر جای گذاشت...

مثل؛ حریم... نگاه... لبخند... خاطرات...

 

میروی تا او را نیازاری....

میروی تا از تو چیزی بماند که حضورت را گرانبها میکند...

تا جای خالی ات را حس کند...

سر به زیر عشقت را برمیداری و میروی...

طوری که وقار را در گامهای سکوتت میتوان دید و اندوهی عارفانه را در لبخندت...

گاهی باید رفت تا حضورت مثل لمس بال پروانه ای زیبا باارزش شود...

 

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﻣﻨﻮﻁ ﺑﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺁﺩﻣﻬﺎ

ﻧﮑﻦ ...

ﺭﻭﯼ ﭘﺎﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﯾﺴﺖ ﺗﺎ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﻧﯿﺎﺑﯽ

ﻭ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺭﺍ ﺑﻬﺘﺮین ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺧﻄﺎﺏ ﻧﮑﻦ ...

ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﮐﻪ ﺧﻄﺎﺏ ﺷﻮﻧﺪ ﺧﯿﺎﻻﺗﯽ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ...

ﻫﻮﺍ ﺑﺮﺷﺎﻥ ﻣﯿﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺟﻬﺖ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﻣﯿﺒﺮﻧﺪ ...

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﺸﺮﻭﻁ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮐﻨﯽ، ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﻒ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﻗﯽ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﯼ ... ﺁﺩﻣﻬﺎ ﮐﻪﻣﻬﻢ ﺗﻠﻘﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ﺗﻐﯿﯿﺮﺕ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ ... ﺁنوقت ﺗﻮ ﻣﯿﻤﺎﻧﯽ ﻭ ﯾﮏ ﺩﻭﮔﺎنگی ﺷﺨﺼﯿﺖ...

ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ؛

ﮐﺴﯽ ﺑﻬﺘﺮین ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺵ

ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ...

ﻣﺒﺎﺩﺍ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﺧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺑﺎﺯﯼ ﺁﻟﺖ ﺩﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺷﻮﯼ...

ﻣﮕﺬﺍﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﻣﺤﺘﺎﺝ ﺗﺄﯾﯿﺪ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺎﺷﺪ...

ﺑﺎ ﺩﻫﻦ ﮐﺠﯽ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺩﺭﻭﻧﯽ ﺍﺕ،ﺣﻔﻆ ﻇﺎﻫﺮﮐﻦ...

ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺑﯽ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺷﻬﺎﯼ ﭘﯿﺶ ﭘﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ

ﭘﻨﺎﻩ ﻧﺒﺮ...

ﻫﺮ ﺗﺎﺯﻩ ﻭﺍﺭﺩ ، ﺭﻧﺠﯽ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﺳﺖ...

ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎﺯﻩ ﻭﺍﺭﺩﻫﺎ ﻫﻢ ﺍﺯﺗﺮﺱ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﭘﻨﺎﻩ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻧﺪ ...

ﺩﺳﺖ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺩﺭﺍﺯ ﻧﮑﻦ؛

ﺗﺎ ﻣﻨﺖ ﻫﯿﭻ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﯼ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺑﯽ

ﮐﺴﯽ ﺍﺕ ﻧﺒﺎﺷﺪ...

ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ؛

ﻣﺎﺩﺍﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﯿﻔﺘﺎﺩﻩ ﺑﺎﺷﯽ ...

                 " سیمین بهبهانی "

 

 

 

رفت . . .

 

خجالت کشیدم بگویم هنوز هم  " دوستت دارم " . . .

 

دلم نیامد بگویم ; گند زدی به تمام باورهایم

 

غرورم نگذاشت بگویم ; " نرو "  ,  بمان کنار دلم

 

دلم نمیگذارد فراموشش کنم . . .

 

عقلم نمیگذارد بگویم برگرد

 

خاطراتش نمیگذارد  " نفس " بکشم . . .

 

قسمت نمیگذارد دستهایم به رویای داشتنش برسد

 

و این وسط  " خدا " با تمام بزرگیش فقط نگاه میکند . . .